
** امروز باید یه پست می داشتیم دیگه **





** امروز باید یه پست می داشتیم دیگه **
از همه ی دوستانی که مثل بنده ریاضی مهندسی دارن این ترم دعوت به عمل میاد که برای راحتی خودشون و بقیه یک نامه ی الکترونیکی به استاد پویان بزنن و از ایشون خواهش کنند که این ترم ریاضی مهندسی بردارن...
اگه تعداد درخواست ها زیاد باشه مطمئنا ایشون قبول زحمت می کنند...
با انجام اقدامی هر چه سریعتر سعادت دنیا و آخرت را نصیب خود و دیگران کنید....
با تشکر
به نام خدا
نمی دونم ... نمی دونم باید چی بگم ... نمی دونم اصلا دلم می خاد چیزی بگم یا نه ... نه،اینو می دونم ، دلم می خاد یه چیزی بگم ، چون تو گلوم گیر کرده ، همونی که آدم بزرگا بهش کی گن بغذ ... هه هه ...اصلا یادم نبود خودمم دیگه بزرگ شدم ... ولی ای کاش نمی شدم ...ای کاش اونقدر بچه بودم که نمی فهمیدم جدایی یعنی چی ، که نمی فهمیدم ایران چقدر بزرگه و هر کدوم از ما یه گوشه ایش ... که 500 کیلومتر ، که هزار کیلو متر چقدر دوره ، چه اون موقع که دور دنیا 80 روز بود چه الان که فقط یه روزه .... حالا همه ی اینا به کنار من حتی نمی دونم چیزی که دارم می نویسم چیه ... خداحافظیه ... حلالیت طلبونه .... نامه ی فدایت (فدایتان) شوم ...ای کاش همه ی اینا باشه ،ولی فکر کنم اول از همه درد دله ... ولی من که دلم درد نمی کنه ، دلم گرفته .... پس گرفته دل نامس ...خوب شد ، حداقل یه اسم براش پیدا کردم ، ولی چه فایده .... اسم که بدرد نمی خوره ، یه اسم که دردی رو دوا نمی کنه وقتی نمی دونم چی باید بنویسم ... نمی دونم باید خاطرات خوب گذشته رو دوره کنم یا .... از جیکرکی هایی که ساعت 2 شب می رفتیم بگم یا از بوی بد کانال کولر که تازه فهمیدیم داستانش چی بود!از اون مشهدی که به اسم نمایشگاه رفتیم و همه نیتی داشتیم غیر نمایشگاه یا از اون مشهدی که پارسال رفتیم و ارزون ترین مسافرت زندگیم بود!! از worm بازی کردنامون یا از شب بیداری برای فیزیک 2 !!! از دعواهامون سر وبلاگ و برگزاری جلسات متعدد و جدی !!!! از دعواهای بین اتاق 42 و 41 یا از جلساتی که با طوسیان کی ذاشتیم تا بفهمیم بالاخره شجاعی تو امتحان اثبات کردنی هم میده یا نه؟!!!!! از پرتقال خوردن سد کلاس ماهها یا گذاشتن آهنگ خر و گاو سر کلاس گرایلو!!!!!! آخه اینجوری که نمی شه ... من دوست دارم تک تک روز های این چهار سال رو دوره کنم و اینجا بنویسم ... آخه اگه ننویسم که دلم وا نمی شه ... ولی ... چه فایده ... حالا که همه چیز گذشته ... حالا دیگه از اون چهار سال چند تا فیلم و عکس مونده و صد البته یه عالمه دوست خوب خوب خوب که شاید دیگه .... اصلا ولش کنید ، منم امروز قاطی کردم هی چرت وپرت می گم . امید وارم هر جا هستید موفق و موید و منصور باشید و از اینجور حرف ها . به قول این یارو :نمی خاد که سخت بگیری، خیلی ساده ، خداحافظ.........
راستی حلالم کنید چون چاره ی دیگه ای ندارید...
برادر کوچیکتون مجتبی

پریناز جان
درگذشت نابهنگام پدر عزیزت را به تو و خانواده گرامیت تسلیت می گوییم.
یادشان گرامی
روحشان شاد
بهار بهترین بهانه برای اغاز و اغاز بهترین بهانه برای زیستن است .
فرارسيدن نوروز و سال نو را به همگی تبریک و شادباش ميگم و برایتان بهترین ها رو ارزو دارم .
سال نو مبارک

بهار یک نقطه دارد.......نقطه آغاز
بهار زندگیتان بی انتها باد