تبليغاتX
وبلاگ دانشجویان‫ IT دانشگاه صنعتی شاهرود
Information Technologyداود مزینانیانصادق اکرامیمحسنبهرامیانجوادیحجازیانجمن علمی ITجلال رحمتی1234_62ITBitty-byteاستاد حسین پورمجتبی سجودی آبان 1388شهریور 1388تیر 1388اردیبهشت 1388اسفند 1387آبان 1387مهر 1387شهریور 1387تیر 1387خرداد 1387فروردین 1387اسفند 1386بهمن 1386آبان 1386شهریور 1386مرداد 1386تیر 1386خرداد 1386اردیبهشت 1386فروردین 1386اسفند 1385بهمن 1385دی 1385آذر 1385آبان 1385مهر 1385شهریور 1385مرداد 1385تیر 1385خرداد 1385اردیبهشت 1385فروردین 1385اسفند 1384
وبسایت دانشگاه صنعتی شاهروددانشحویان IT صنعتي شريفدانشجویان IT صنعتی شیرازدانشجویان IT آزاد مشهددانشجویان فناوری اطلاعات تهران جنوبپایگاه اطلاع رسانی IT ایرانgroup bachehaye ITدانشجویان IT گرگاندانشجویان IT دانشگاه پیام نور اصفهانوبلاگ IT85وبلاگ دانشجوی itتبادل اطلاعات داوطلبان کارشناسی ارشددانشجویان IT دانشگاه صنعتی ارومیهدانشجویان IT دانشگاه قممجله الکترونیکی کامپیوتردانشجویان دانشگاه پیام نور وزوان
 
فوری.... فوتی
با عرض سلام و خسته نبا....وقت نیست

از همه ی دوستانی که مثل بنده ریاضی مهندسی دارن این ترم دعوت به عمل میاد که برای راحتی خودشون و بقیه یک نامه ی الکترونیکی به استاد پویان بزنن و از ایشون خواهش کنند که این ترم ریاضی مهندسی بردارن...

اگه تعداد درخواست ها زیاد باشه مطمئنا ایشون قبول زحمت می کنند...

با انجام اقدامی هر چه سریعتر سعادت دنیا و آخرت را نصیب خود و دیگران کنید....

با تشکر

 
جند کلمه بی ربط ......

به نام خدا

نمی دونم ... نمی دونم باید چی بگم ... نمی دونم اصلا دلم می خاد چیزی بگم یا نه ... نه،اینو می دونم ، دلم می خاد یه چیزی بگم ، چون تو گلوم گیر کرده ، همونی که آدم بزرگا بهش کی گن بغذ ... هه هه ...اصلا یادم نبود خودمم دیگه بزرگ شدم ... ولی ای کاش نمی شدم ...ای کاش اونقدر بچه بودم که نمی فهمیدم جدایی یعنی چی ، که نمی فهمیدم ایران چقدر بزرگه و هر کدوم از ما یه گوشه ایش ... که 500 کیلومتر ، که هزار کیلو متر چقدر دوره ، چه اون موقع که دور دنیا 80 روز بود چه الان که فقط یه روزه .... حالا همه ی اینا به کنار من حتی نمی دونم چیزی که دارم می نویسم چیه ... خداحافظیه ... حلالیت طلبونه .... نامه ی فدایت (فدایتان) شوم ...ای کاش همه ی اینا باشه ،ولی فکر کنم اول از همه درد دله ... ولی من که دلم درد نمی کنه ، دلم گرفته .... پس گرفته دل نامس ...خوب شد ، حداقل یه اسم براش پیدا کردم ، ولی چه فایده .... اسم که بدرد نمی خوره ، یه اسم که دردی رو دوا نمی کنه وقتی نمی دونم چی باید بنویسم ... نمی دونم باید خاطرات خوب گذشته رو دوره کنم یا .... از جیکرکی هایی که ساعت 2 شب می رفتیم بگم یا از بوی بد کانال کولر که تازه فهمیدیم داستانش چی بود!از اون مشهدی که به اسم نمایشگاه رفتیم و همه نیتی داشتیم غیر نمایشگاه یا از اون مشهدی که پارسال رفتیم و ارزون ترین مسافرت زندگیم بود!! از worm  بازی کردنامون یا از شب بیداری برای فیزیک 2 !!! از دعواهامون سر وبلاگ و برگزاری جلسات متعدد و جدی !!!! از دعواهای بین اتاق 42 و 41 یا از جلساتی که با طوسیان کی ذاشتیم تا بفهمیم بالاخره شجاعی تو امتحان اثبات کردنی هم میده یا نه؟!!!!! از پرتقال خوردن سد کلاس ماهها یا گذاشتن آهنگ خر و گاو سر کلاس گرایلو!!!!!! آخه اینجوری که نمی شه ... من دوست دارم تک تک روز های این چهار سال رو دوره کنم و اینجا بنویسم ... آخه اگه ننویسم که دلم وا نمی شه ... ولی ... چه فایده ... حالا که همه چیز گذشته ... حالا دیگه از اون چهار سال چند تا فیلم و عکس مونده و صد البته یه عالمه دوست خوب خوب خوب که شاید دیگه .... اصلا ولش کنید ، منم امروز قاطی کردم هی چرت وپرت می گم . امید وارم هر جا هستید موفق و موید و منصور باشید و از اینجور حرف ها . به قول این یارو :نمی خاد که سخت بگیری، خیلی ساده ، خداحافظ.........

راستی حلالم کنید چون چاره ی دیگه ای ندارید...

برادر کوچیکتون مجتبی

 

 
اخبار
 
تابلوی گفتمان
Refresh



شکلک‌ها